
آرام جان رقیه،روح و روان رقیهتنها نه جان شیعه،جان جهان رقیهرقیه جان رقیه۴ای اسوه ی شهامت،نور دل امامتهستی تو همچو زهرا،سر تا به پا کرامترقیه جان رقیه۴ای لطف بی نهایت،امشب نما عنایتکن یک نظر ز رحمت،رقیه بر گدایترقیه جان رقیه۴سر تا به پا گناهم،تو داده ای پناهمگرچه بدم ولیکن،محتاج یک نگاهمرقیه جان رقیه۴من گرچه بی بهایم،بر درگهت گدایمشکر خدا رقیه،از تو بود ولایمرقیه جان رقیه۴گر بی بها و پستم،بر درگهت نشستمای منشاء سخاوت،امشب بگیر تو دستمرقیه جان رقیه۴در رنج و ابتلایم،امشب ببین نوایمرقیه جان به یاد،د...
ادامه مطلب
مبهم شده مانند تصویرتو تصویرم تو کُشته ی اشکی و من اشک است تقصیرم*امام سجاد فرمود: هر لحظه اي كه يه دونه از اين زن و بچه گريه مي كردن، نانجيبا با تازيانه بر سرشون ميزدن...*آسان گرفتی امتحان عشق را از من آغوش خود را باز کن، من سخت میگیرمجز گیسوان سوخته شاهد نیاوردم من شمع دنیا آمدم پروانه میمیرممن با تو آخرسر، سریک سفره مهمانم تو بوی نان ميدي و من از زندگی سیرم*بابا! كجا بودي؟ چرا محاسنت سوخته؟ بابا! ببين موهاي منم سوخته...*شانه به مویم میزنم اما گِره خورده با گیسوان سوخته هر روز درگیرممثل غرو...
ادامه مطلب
عرش از نورِ خدا غرقِ تَلاطُم شُده بودبَسکه میریخت گُل از عرش زمین گُم شده بودباز هنگامهیِ یک جلوه تَبَسُم شده بودوقتِ رقصیدنِ دل وقتِ ترنُم شده بودشب از آن شب همه شب مثلِ شقايق شده استمثلِ مجنون شده...
ادامه مطلب