
بار دیگر درب رحمت باز شدباز شور عاشقی آغاز شداین دلم آماده ی پرواز شدبا حسین فاطمه دمساز شد با ولایت این دلم شد منجلیرفت در بیت حسین بن علی جشن شادی گشته در هر جا به پا شور عشق افتاده در بیت الولا آمده روی زمین نور خداشادمان از مقدمش آل عبا آمد امشب شمع جمع عالمینافتخار کربلا بنت الحسین رحمت حق نازل امشب بر زمین شامل ما لطف خلاق مبینبر سپهر دین رسد ماه مهین شیعیان را آمده حبل المتین دردمندان آمده امشب طبیبعاشقان را آمده یار و حبیب غنچه ای از باغ عصمت وا شده هر کجا را بنگری غوغا شدهباز حسین بن ع...
ادامه مطلب
آرام جان رقیه،روح و روان رقیهتنها نه جان شیعه،جان جهان رقیهرقیه جان رقیه۴ای اسوه ی شهامت،نور دل امامتهستی تو همچو زهرا،سر تا به پا کرامترقیه جان رقیه۴ای لطف بی نهایت،امشب نما عنایتکن یک نظر ز رحمت،رقیه بر گدایترقیه جان رقیه۴سر تا به پا گناهم،تو داده ای پناهمگرچه بدم ولیکن،محتاج یک نگاهمرقیه جان رقیه۴من گرچه بی بهایم،بر درگهت گدایمشکر خدا رقیه،از تو بود ولایمرقیه جان رقیه۴گر بی بها و پستم،بر درگهت نشستمای منشاء سخاوت،امشب بگیر تو دستمرقیه جان رقیه۴در رنج و ابتلایم،امشب ببین نوایمرقیه جان به یاد،دمشق و کربلایمرقیه جان رقیه۴در محفل عزایت،امشب در التهابمحق علی اصغر،بی بی بده جوابمرقیه جان رقیه۴از کودکی در عالم،رنج و ستم کشیدیدر کربلا و کوفه،جز درد و غم ندیدیرقیه جان رقیه۴امشب فتاده ام من،یاد تو ...
ادامه مطلب
مبهم شده مانند تصویرتو تصویرم تو کُشته ی اشکی و من اشک است تقصیرم*امام سجاد فرمود: هر لحظه اي كه يه دونه از اين زن و بچه گريه مي كردن، نانجيبا با تازيانه بر سرشون ميزدن...*آسان گرفتی امتحان عشق را از من آغوش خود را باز کن، من سخت میگیرمجز گیسوان سوخته شاهد نیاوردم من شمع دنیا آمدم پروانه میمیرممن با تو آخرسر، سریک سفره مهمانم تو بوی نان ميدي و من از زندگی سیرم*بابا! كجا بودي؟ چرا محاسنت سوخته؟ بابا! ببين موهاي منم سوخته...*شانه به مویم میزنم اما گِره خورده با گیسوان سوخته هر روز درگیرممثل غروب کنج ویرانه پدرجان از دست بزرگ و کوچک این شهر دلگیرمدیشب کسی خرما و نان آورد، رد کردم گفتم به او خیلی کتک خوردم دگر سیرم طی شد تمام کودکی هایم کنار شمر حالا سراغم آمدی حالا که من پیرم؟!*شب هاي جمعه...
ادامه مطلب
عرش از نورِ خدا غرقِ تَلاطُم شُده بودبَسکه میریخت گُل از عرش زمین گُم شده بودباز هنگامهیِ یک جلوه تَبَسُم شده بودوقتِ رقصیدنِ دل وقتِ ترنُم شده بودشب از آن شب همه شب مثلِ شقايق شده استمثلِ مجنون شده...
ادامه مطلب