
تو دیدی ای برادر رنج بی مر را منم دیدمتو دیدی داغ جانسوز پیمبر را منم دیدم تو خواندی شعر سیلی را ز سوز دل منم خواندمتو دیدی نیلگون رخسار مادر را منم دیدم تو در محراب چیدی لاله ی خونین منم چیدمتو دیدی تارک ساقی کوثر را منم دیدم تو در کرببلا رفتی و من همراه تو بودمتو دیدی پیکر صد چاک اکبر را منم دیدم تو از داغ پسر خون جگر خوردی منم خوردمتو دیدی از عطش تبخال دختر را منم دیدم ولی باور نمی کردم سرت را روی نی بینمتو کردی بارور این نخل باور را منم دیدم ژولیده...
ادامه مطلب