
تو دیدی ای برادر رنج بی مر را منم دیدمتو دیدی داغ جانسوز پیمبر را منم دیدم تو خواندی شعر سیلی را ز سوز دل منم خواندمتو دیدی نیلگون رخسار مادر را منم دیدم تو در محراب چیدی لاله ی خونین منم چیدمتو دیدی تارک ساقی کوثر را منم دیدم تو در کرببلا رفتی و من همراه تو بودمتو دیدی پیکر صد چاک اکبر را منم دیدم تو از داغ پسر خون جگر خوردی منم خوردمتو دیدی از عطش تبخال دختر را منم دیدم ولی باور نمی کردم سرت را روی نی بینمتو کردی بارور این نخل باور را منم دیدم ژولیده...
ادامه مطلب
#حضرت_زینب_سلاماللهعَلَیها_ذکرمصائب #سیدالشهدا_علیهالسلام_ورودبه_کوفه نه تنها گشته سر تا پا به رنگ ارغوان زینبشبیه یاس پیغمبر شده قامت کمان زینب شنیدم از قدیمیها به مادر میرود دخترامامش را حمایت کرده پس تا پای جان زینب به رغم اینهمه داغ و فراق و طعنه و سختینداده در صبوری لحظهای از کف عنان زینب به آتش میکشد با خطبههایش کاخ ظلمت رابه کـوه صبر دارد قلۀ آتـشفـشـان زینب نوشته هر کجا ذبح عظیم آن را بخوان اکبرنوشته هر کجا صبر جمیل آن را بخوان زینب فقط مانده به تیر و خنجر و شمشیر و سرنیزهسفارشه...
ادامه مطلب
ای گلبن باغ ولا، نور دل خیرالنسا هستی توجان مرتضی ، زینب مدد مولاتنا از نسل پاک حیدری، ازگلشن پیغمبری آیینه ی زهرا نما،زینب مدد مولاتنابرفاطمه نوردوعین جان علی اخت الحسین پیغمبرکرب وبلا زینب مدد مولاتناچون فاطمه هستی،صبور دشمن شکن هستی غیور ای دختر شیر خدازینب مدد مولاتناعالم بود مهمان تو،شرمنده احسان تو سرمنشأ جودوسخازینب مدد مولاتناآورده ام برتوپناه،برمن ز رحمت کن نگاه ای درد عالم را دوا زینب مدد مولاتناگرروسیاه وگربدم با دعوت تو آمدم آورده برتو التجاجانم فدای غربتت دشمن شکسته حرمتت امشب به لب دارم نواچون فاطمه غم دیده ای ظلم فراوان دیده ای ای خواهرغم مبتلا،زینب مدد مولاتنا ای عمه ی صاحب زمان بشنیده ای زخم زبان در کوفه و شام بلازینب مدد مولاتناای زینت نام حسین بودی توهمگام حسین در سرزمین ک...
ادامه مطلب
من آن فرشته ام که به دنیا نشسته امحورایم و به دامن تقوا نشسته ام من چشمه ام جدا شده از کوثر بهشتطوبایم و به گلشن طاها نشسته اممن زینبم که مظهر صبرو شهامتم وز مکرمت به طارم اعلا نشستهامبابم علی چو نقطه بسم الله است و منچون کسره پای نقطه آن با نشستهام*دم دروازه کوفه گفتن این علی داره خطبه میخوانه دختر علی نیست ساکتش کنید و الا بساطمون رو به هم میریزه یه وقتی دیدن لحنش عوض شد *از بس که داغ بر جگر من نشسته است* هر داغی حسین دید زینبم دید اما یه داغی زینب دید حسینم ندیده اونم داغ خود عبدالله بود *از بس که داغ بر جگر من نشسته استآتش به جان چو لاله ی صحرا نشسته امدر چار سالگی غم چهل ساله ام رسیدتا در فراق سید بطحا نشستهام من دیده ام شهادت مادر به چشم خوددر سوگ آن حبیبه ی یکتا نشستهام*چهار ساله بود ...
ادامه مطلب
من زینبم دخت علی مرتضایممن خواهر مظلومه ی خون خدایماز نسل احمد خاتم پیغمبرانمبر فاطمه دخت نبی آرام جانمبر فاطمه خیرالنسا نور دو عینم جان علی اخت الحسن اخت الحسینماسطوره ی صبر و رضا هستم چو حیدردر خصلت و خلق و خویم زهرای اطهربر من نهاده ختم مرسل نام زینبگردیده با صبر و جهادم زینت اببر مادر مظلومه ام گردیده نایببس دیده ام غم گشته ام ام المصائب در کودکی داغ پیمبر دیدهام من اشک فراق و سوز مادر دیده ام من من دیده ام تنها امیر المومنین شداز بعد ختم المرسلین خانه نشین شددر کودکی دیدم زدند آتش به خانهاز جور و کین در را شکستند ظالمانهدیدم به اشک دیده ام در پشت آن در نقش زمین از ظلم دشمن گشته مادرمن دیده ام حق ذوی القربی ادا شد حامی حیدر مادرم جانش فدا شد دیدم شبانه مادرم غسل و کفن شد هم ناله با من هم...
ادامه مطلب
۶۰(حضرت زینب س)تویی عزیز مرتضی هستی زهرااخت الحسن اخت الحسین زینب کبریزینب کبری،رفتی ز دنیا۲زینب عزیز مرتضی گردیده خاموشنور دل زهرا اطهر شد کفن پوشزینب کبری،رفته ز دنیا۲راحت شده دیگر ز رنج و درد و غم هااز این جهان رود سوی جنه الاعلیزینب کبری،رفته ز دنیا۲او بر علی و فاطمه نور دو عین استدر لحظه های آخرش یاد حسین استزینب کبری،رفته ز دنیا۲همراه پور فاطمه در کربلا بودنصیب او در کربلا رنج و بلا بودزینب کبری،رفته ز دنیا۲او دید علی اکبر عزیز ام لیلابا تیغ کینه از جفا شد اربا اربازینب کبری،رفته ز دنیا۲بر روی دستان حسین دید علی اصغربا تیر کین حرمله شد پاره حنجرزینب کبری،رفته ز دنیا۲در کربلا زینب نموده غربت احساسدر علقمه دیده بریده دست عباسزینب کبری،رفته ز دنیا۲در کربلا دیده حسین گردیده تنهاغرق به خون ...
ادامه مطلب
برادر غریب من من زینب هستم کنار قبر خاکی ات جان بر لب هستم کنار قبر تو حسین من دل غمینم زائر قبر تو حسین در اربعینم با چشم گریان آمدم ای نور دیده کنار قبر تو منم قامت خمیده از سفر شام بلا برگشتهام من سوی حریم کبریا برگشته ام منبا تو بود این گفتگویم ای برادر شرح سفر با تو بگویم ای برادر بعد از تو زد دشمن ز کین آتش به خیمه رأس تو را آن بی حیا زد روی نیزه برادرم بعد از تو خون گشته دل من ظلم عدو شرر زده بر حاصل من بعد از تو دشمن زخم خواهر را نمک زد بر کودکان و بر یتیمانت کتک زد اهل حرم را دشمنت زد بی بهانه گاهی به کعب نی گهی با تازیانه ای نور دیده بعد تو رفتم اسیری اما به کوفه خواهرت کرده امیری با خطبه ی غرای خود غوغا نمودم من دشمنانت را حسین رسوا نمودمبدتر ز ظلم کربلا شام بلا بود ظلم و ستم بر م...
ادامه مطلب
می رود از این جهانعمه ی صاحب زماناخت الحسین امشب،رود سوی عقبیمهمان شود زینب،بر حضرت زهرایا زینب کبری۲این گل زهرا نشانمی رود سوی جنانبانوی بی همتا،رود از این دنیاراحت شود امشب،از رنج و از غم هایا زینب کبری۲او که با عزت بودعازم جنت بوددر لحظه ی آخر،یاد حسین افتادبا اشک و با ناله،سر بر زمین بنهادیا زینب کبری۲باشد او در شور و شینیاد غم های حسینبود گل زهرا،غم مبتلا امشبافتاده او یاد،کرب و بلا امشبیا زینب کبری۲این گل زهرا نمابوده یاد کربلاافتاده او یاد،پیکر روی خاکگرید گل زهرا،بر آن تن صد چاکیا زینب کبری۲او غمین و خسته استقلب او بشکسته استبه یاد غم های،کرب و بلا گریدبهر حسین ماه،بر نیزه ها گریدیا زینب کبری۲دیده جسم بی کفنپیکری صد پاره تندیده که دشمن زد،شرر به هر خیمهتن بر روی خاک و،سر بر روی نیزهی...
ادامه مطلب