سلام آقا سلام ، تو راه کربلامبه امید خدا منم دارم میام
با کوله بار اشکم با کوله بار آهمیه اربعین دیگه پیاده توی راهمتو راه کربلا منو می بینیاِنّي اُحامي اَبَداً عَنْ ديني تو موکبا کنار من می شینیاِنّي اُحامي اَبَداً عَنْ ديني روی دوشم علم، قدم پشت قدم ایشالا میرسم شب جمعه حرمقدم بذار رو چشمام که موقع نزولهبذار منم بفهمم زیارتم قبولهفدای اسم تو چقدر شیرینیاِنّي اُحامي اَبَداً عَنْ ديني تو پادشاهی و منم مسکینیاِنّي اُحامي اَبَداً عَنْ ديني قرار عاشقا نجف تا کربلانفس پشت نفس بگو شکر خدااگر که حسن
برچسب:
نویسنده: رضا عباسی
متن روضه اربعین مداح مهدی صالحی کرمانی •✾•●━━━━━━──
این دلهای عاشق رو بفرستید کربلا، در زمان حاضر جابر بن عبدالله انصاری که از اصحاب رسول اللهِ، عاشقِ امام حسینِ، با عطیّه آمد زیارتِ قبر امام حسین، خدایا به حق امام حسین به ما معرفت بده، جابر احادیث رو شنیده بود درباره عظمت مقام امام حسین، احترام و عنایت پیغمبر نسبت به ابی عبدالله رو شنیده بود، جابر نابینا بود اومد توی شریعه ی فرات غسلِ زیارت کرد، که یکی از اعمال در زمان حاضر غسل زیارتِ اربعینِ، توی فرات غسل کرد، مثل اینکه میخواد بره طواف خانه ی
برچسب:
نویسنده: رضا عباسی
ای مونس و یار من(بر تو شده ام زایر)۲بنگر که غم و اندوه(گشته ز رخم ظاهر)۲
من زینب حماسه آفرینمای برادر زایر اربعینمیا حسین یا حسین جانم حسین جانای نور دل زینب(من زینب تو هستم)۲در کرب و بلای تو(جان بر لب تو هستم)۲زده داغ تو بر دل من شرربا تو گویم من از رنج این سفریا حسین یا حسین جانم حسین جانبا اهل حریم تو(می سوزم و محزونم)۲بنگر به من غمگین(از داغ تو دلخونم)۲آمدم اما بی ماه مدینهمی سوزند با من رباب و سکینهیا حسین یا حسین جانم حسین جانمهر تو عجین باشد(با آب و گل زینب)۲بعد از تو حسین جانم(خون گشته
برچسب:
نویسنده: رضا عباسی
خواهرت زینب رسیده در بر تو یا حسینآمده بهر زیارت خواهر تو یا حسین
گرچه بودم دور از تو یا اخا یک اربعینهمسفر بودم به هر جا با سر تو یا حسیندر کنار رأس خونین تو ای خون خدابوده ام من یاور و همسنگر تو یا حسین یادم آمد قامتت با دیدن اکبر خمیدتا که دیدی اربا اربا اکبر تو یا حسیندیده ام با قلب سوزان و دل پر آذرمدر کنار اکبرت چشم تر تو یا حسین دیده ام افتاده ساقی حرم بی دست و سردر کنار علقمه سرلشکر تو یا حسینگریه های بی صدا کردم به همراه ربابدیده گریانم به یاد اصغر تو یا حسینمن به روی خود نیاوردم ولی خ
برچسب:
نویسنده: رضا عباسی
حیات آب بقا جز غم تو نیست حسیننمیرد آنکه دلش با غم تو زیست حسین
صفای عمر ابد یافت هر که در غم توبه قدر یک مژه بر هم زدن گریست حسینبه روز حشر که محشر کند شفاعت توکسی که سایه نشین تو نیست کیست حسینجهنم است بهشتی که خالی از تو بودبهشت بی گل رویت بهشت نیست حسینتوئی که آیت حریت از رخت پیداستخوشا کسی که چو حر بر تو بنگریست حسینگدای راه تو هر کس که گشت آقا شدکه گرد خاک رهت تاج سروریست حسیننشسته بر سر راه تو رستگار مدامبه دستگیری او لحظه ای بایست حسین
برچسب:
نویسنده: رضا عباسی
.#اربعین
آه از آن ساعت که از شامِ بلا زینب آمد در زمینِ کربلا با زبانِ حال، آن زارِ حزین با زمینِ کربلا گفت این چنین ای زمین از عرشِ اعلا برتری چون مقامِ زادۀ پیغمبری خاکِ تو چشمِ مَلَک را توتیاست دردِ بی درمانِ عالم را دواست در تو ما را خاکِ غم بر سر شده در تو لیلا، بی علی اکبر شده در تو پیشِ دیدۀ خونبار ما شد جدا از تن، سرِ سالار ما نیست دیگر طاقتِ صبر و مجال حالیا من از تو دارم یک سوال گو به من، قَبرِ علی اکبر کجاست؟ قَبر عبّاسِ علمدارم کجاست؟ (ذاکر) عاصی، فدای خاکِ تو خاک گردد او به خاکِ پا
برچسب:
نویسنده: رضا عباسی
نسیمی جان فزا می آیدبوی کرب و بلا می آید
واویلا واویلا واویلاحسین ای نور دو چشمانمتویی تو صاحب و مولایمواویلا واویلا واویلاتویی که من به تو دل دادمنوای یا حسین سر دادمواویلا واویلا واویلابا ذکر تو مدد می گیرمبرای کربلا می میرمواویلا واویلا واویلاکنار علقمه شد غوغاحرم دیگر ندارد سقاواویلا واویلا واویلااز جفای جمیع اعداجدا شد هر دو دست سقاواویلا واویلا واویلازائرم زائرت یا مولایا حسین یا اباعبداللهواویلا واویلا واویلاحسین جان من غلامت هستمداده بابا به دستت دستمواویلا واویلا واویلاگفته مادر غلامت
برچسب:
نویسنده: رضا عباسی
امشب دوباره در زمین شور و نشاط دیگر استدر آسمان دین حق ماهی دگر جلوه گر استدر شادی و شور و شعف اندر جنان پیغمبر است این جلوه ی ایزد نما از نسل پاک حیدر است این گلبن عترت که پاک و طبیب است و طاهر استفرزند زین العابدین مولا امام باقر است امشب در عالم جلوه گر ماهی دلارا آمده شادی و شور دیگری در شهر طاها آمده باقر گل زین العباد امشب به دنیا آمدهبا خلق و خوی مصطفی با عطر زهرا آمده شادان دل اهل ولا در این شب میلاد شدبر کل هستی جهان زینت گل سجاد شد داد هدیه ای بر خاکیان امشب خدای ذوالمننپنجم گل عصمت رس
برچسب:
نویسنده: رضا عباسی
بار دیگر درب رحمت باز شدباز شور عاشقی آغاز شداین دلم آماده ی پرواز شدبا حسین فاطمه دمساز شد با ولایت این دلم شد منجلیرفت در بیت حسین بن علی جشن شادی گشته در هر جا به پا شور عشق افتاده در بیت الولا آمده روی زمین نور خداشادمان از مقدمش آل عبا آمد امشب شمع جمع عالمینافتخار کربلا بنت الحسین رحمت حق نازل امشب بر زمین شامل ما لطف خلاق مبینبر سپهر دین رسد ماه مهین شیعیان را آمده حبل المتین دردمندان آمده امشب طبیبعاشقان را آمده یار و حبیب غنچه ای از باغ عصمت وا شده هر کجا را بنگری غوغا شدهباز حسین بن ع
برچسب:
نویسنده: رضا عباسی
تو دیدی ای برادر رنج بی مر را منم دیدمتو دیدی داغ جانسوز پیمبر را منم دیدم تو خواندی شعر سیلی را ز سوز دل منم خواندمتو دیدی نیلگون رخسار مادر را منم دیدم تو در محراب چیدی لاله ی خونین منم چیدمتو دیدی تارک ساقی کوثر را منم دیدم تو در کرببلا رفتی و من همراه تو بودمتو دیدی پیکر صد چاک اکبر را منم دیدم تو از داغ پسر خون جگر خوردی منم خوردمتو دیدی از عطش تبخال دختر را منم دیدم ولی باور نمی کردم سرت را روی نی بینمتو کردی بارور این نخل باور را منم دیدم ژولیده
برچسب:
نویسنده: رضا عباسی
و کعبه میشکافد سینه را تا اولین باشدکه اول سینه چاک شاه دین روی زمین باشد بشر کی میتواند زادگاهش قبلهاش باشدنمیگویم خدا اما نه آن باشد نه این باشد و از سلمان و عمار و ابوذر میتوان فهمیدکه او آمد به این دنیا که انسان آفرین باشد ملائک تا ندا دادند لا علم لنا الاعلی آمد که علم آموز جبریل امین باشد یدالله است آن خیبر شکن آن فوق ایدیهمیقیناً این همان دست خدا در آستین باشد بلاغت مست یک حرفش قضاوت تشنه حکمششجاعت در میان کارزارش خوشه چین باشد اگر احمد نزول وحی را خاتم شده اینکعلی آمد که بر انگشتر خ
برچسب:
نویسنده: رضا عباسی
ای یار وفادار علی میثم تمارنازد به تو در هر دو جهان حیدر کرار در حشر به پاس زحمات تو در عالمدست تو بگیرد ز کرم احمد مختار با این همه ایثار و فداکاری آن گلراضی بود از کار شما خالق دادار تا حشر کند فخر به تو شیعه ی مولااز بس که نمودی به ره دین حق ایثار بگذشته ای از جان و تنت در ره اسلام دیدی به ره دین تو بسی از عدو آزار ای همدم و همسنگر و ای یاور مولاداری ز کرامات خدا زائر بسیار در راه ولایت تو گذشتی ز سر و جانتسلیم نمودی به خدا جان به سرِ دار من نوکر نالایق درگاه (رضایم)بنما نظری از کرم خود به
برچسب:
نویسنده: رضا عباسی
ای که خاک قدمت سرمه چشم تر من کن خلاص از غم عشقت دل غم پرور من زبان حال ابوالفضل کنار علقمه از اسب زمین افتاد صدا زد اخا ادرک اخاک یعنی برادر برادرت را دریاب پدرت از نجف آمد تو هم از خیمه بیا قدمی رنجه نما پای بنه بر سر من مشک پاره بده زینب که مدینه ببرد تا شود با خبر از خجلت من مادر من یا اباعبدالله هوسم بود که آید به سرم ام بنین حسین جان مادرت فاطمه آمد عوض مادر من هر کجا پای گذاری به زمین میبینی قسمتی از بدن و از سر و از پیکر من تا از اسب با صورت به زمین خورد ناله اش بلند شد یا اخوا ادرک
برچسب:
نویسنده: رضا عباسی
#حضرت_زینب_سلاماللهعَلَیها_ذکرمصائب #سیدالشهدا_علیهالسلام_ورودبه_کوفه نه تنها گشته سر تا پا به رنگ ارغوان زینبشبیه یاس پیغمبر شده قامت کمان زینب شنیدم از قدیمیها به مادر میرود دخترامامش را حمایت کرده پس تا پای جان زینب به رغم اینهمه داغ و فراق و طعنه و سختینداده در صبوری لحظهای از کف عنان زینب به آتش میکشد با خطبههایش کاخ ظلمت رابه کـوه صبر دارد قلۀ آتـشفـشـان زینب نوشته هر کجا ذبح عظیم آن را بخوان اکبرنوشته هر کجا صبر جمیل آن را بخوان زینب فقط مانده به تیر و خنجر و شمشیر و سرنیزهسفارشه
برچسب:
نویسنده: رضا عباسی
کرمت ذاتیه الحق میتونییه گدا رو یک شبه آقا کنیمحاله شما بهم بگی برومحاله که دستامو رها کنی اونقده هوامو داشتی تا حالاکه نمیشه دونه دونه بشمُرمهمه چیم برا توئه ؛تو زندگیمهر طرف با کرمت بر میخورم من با تو زندگی کردم ؛ میدونمآخرش هم توی روضه جون میدموقتی مظلوم میکشن تو هیئتابرات از همینجا دس تکون میدم از تموم خواستنی های جهانمن فقط خاطرتو میخوام حسینمنو از نزدیکای خودت بدونراه دوری نمیره امام حسین مطمئنم که اجازشو دادیتوی شادی توی غم میگیم حسینمادرت زهرا دعامون میکنهوقتی که همه باهم میگیم حسین ✍️
برچسب:
نویسنده: رضا عباسی