
بار دیگر درب رحمت باز شدباز شور عاشقی آغاز شداین دلم آماده ی پرواز شدبا حسین فاطمه دمساز شد با ولایت این دلم شد منجلیرفت در بیت حسین بن علی جشن شادی گشته در هر جا به پا شور عشق افتاده در بیت الولا آمده روی زمین نور خداشادمان از مقدمش آل عبا آمد امشب شمع جمع عالمینافتخار کربلا بنت الحسین رحمت حق نازل امشب بر زمین شامل ما لطف خلاق مبینبر سپهر دین رسد ماه مهین شیعیان را آمده حبل المتین دردمندان آمده امشب طبیبعاشقان را آمده یار و حبیب غنچه ای از باغ عصمت وا شده هر کجا را بنگری غوغا شدهباز حسین بن ع...
ادامه مطلب
تو دیدی ای برادر رنج بی مر را منم دیدمتو دیدی داغ جانسوز پیمبر را منم دیدم تو خواندی شعر سیلی را ز سوز دل منم خواندمتو دیدی نیلگون رخسار مادر را منم دیدم تو در محراب چیدی لاله ی خونین منم چیدمتو دیدی تارک ساقی کوثر را منم دیدم تو در کرببلا رفتی و من همراه تو بودمتو دیدی پیکر صد چاک اکبر را منم دیدم تو از داغ پسر خون جگر خوردی منم خوردمتو دیدی از عطش تبخال دختر را منم دیدم ولی باور نمی کردم سرت را روی نی بینمتو کردی بارور این نخل باور را منم دیدم ژولیده...
ادامه مطلب
ای که خاک قدمت سرمه چشم تر من کن خلاص از غم عشقت دل غم پرور من زبان حال ابوالفضل کنار علقمه از اسب زمین افتاد صدا زد اخا ادرک اخاک یعنی برادر برادرت را دریاب پدرت از نجف آمد تو هم از خیمه بیا قدمی رنجه نما پای بنه بر سر من مشک پاره بده زینب که مدینه ببرد تا شود با خبر از خجلت من مادر من یا اباعبدالله هوسم بود که آید به سرم ام بنین حسین جان مادرت فاطمه آمد عوض مادر من هر کجا پای گذاری به زمین میبینی قسمتی از بدن و از سر و از پیکر من تا از اسب با صورت به زمین خورد ناله اش بلند شد یا اخوا ادرک ...
ادامه مطلب
#حضرت_زینب_سلاماللهعَلَیها_ذکرمصائب #سیدالشهدا_علیهالسلام_ورودبه_کوفه نه تنها گشته سر تا پا به رنگ ارغوان زینبشبیه یاس پیغمبر شده قامت کمان زینب شنیدم از قدیمیها به مادر میرود دخترامامش را حمایت کرده پس تا پای جان زینب به رغم اینهمه داغ و فراق و طعنه و سختینداده در صبوری لحظهای از کف عنان زینب به آتش میکشد با خطبههایش کاخ ظلمت رابه کـوه صبر دارد قلۀ آتـشفـشـان زینب نوشته هر کجا ذبح عظیم آن را بخوان اکبرنوشته هر کجا صبر جمیل آن را بخوان زینب فقط مانده به تیر و خنجر و شمشیر و سرنیزهسفارشه...
ادامه مطلب
ای گلبن باغ ولا، نور دل خیرالنسا هستی توجان مرتضی ، زینب مدد مولاتنا از نسل پاک حیدری، ازگلشن پیغمبری آیینه ی زهرا نما،زینب مدد مولاتنابرفاطمه نوردوعین جان علی اخت الحسین پیغمبرکرب وبلا زینب مدد مولاتناچون فاطمه هستی،صبور دشمن شکن هستی غیور ای دختر شیر خدازینب مدد مولاتناعالم بود مهمان تو،شرمنده احسان تو سرمنشأ جودوسخازینب مدد مولاتناآورده ام برتوپناه،برمن ز رحمت کن نگاه ای درد عالم را دوا زینب مدد مولاتناگرروسیاه وگربدم با دعوت تو آمدم آورده برتو التجاجانم فدای غربتت دشمن شکسته حرمتت امشب به لب دارم نواچون فاطمه غم دیده ای ظلم فراوان دیده ای ای خواهرغم مبتلا،زینب مدد مولاتنا ای عمه ی صاحب زمان بشنیده ای زخم زبان در کوفه و شام بلازینب مدد مولاتناای زینت نام حسین بودی توهمگام حسین در سرزمین ک...
ادامه مطلب
من آن فرشته ام که به دنیا نشسته امحورایم و به دامن تقوا نشسته ام من چشمه ام جدا شده از کوثر بهشتطوبایم و به گلشن طاها نشسته اممن زینبم که مظهر صبرو شهامتم وز مکرمت به طارم اعلا نشستهامبابم علی چو نقطه بسم الله است و منچون کسره پای نقطه آن با نشستهام*دم دروازه کوفه گفتن این علی داره خطبه میخوانه دختر علی نیست ساکتش کنید و الا بساطمون رو به هم میریزه یه وقتی دیدن لحنش عوض شد *از بس که داغ بر جگر من نشسته است* هر داغی حسین دید زینبم دید اما یه داغی زینب دید حسینم ندیده اونم داغ خود عبدالله بود *از بس که داغ بر جگر من نشسته استآتش به جان چو لاله ی صحرا نشسته امدر چار سالگی غم چهل ساله ام رسیدتا در فراق سید بطحا نشستهام من دیده ام شهادت مادر به چشم خوددر سوگ آن حبیبه ی یکتا نشستهام*چهار ساله بود ...
ادامه مطلب
من زینبم دخت علی مرتضایممن خواهر مظلومه ی خون خدایماز نسل احمد خاتم پیغمبرانمبر فاطمه دخت نبی آرام جانمبر فاطمه خیرالنسا نور دو عینم جان علی اخت الحسن اخت الحسینماسطوره ی صبر و رضا هستم چو حیدردر خصلت و خلق و خویم زهرای اطهربر من نهاده ختم مرسل نام زینبگردیده با صبر و جهادم زینت اببر مادر مظلومه ام گردیده نایببس دیده ام غم گشته ام ام المصائب در کودکی داغ پیمبر دیدهام من اشک فراق و سوز مادر دیده ام من من دیده ام تنها امیر المومنین شداز بعد ختم المرسلین خانه نشین شددر کودکی دیدم زدند آتش به خانهاز جور و کین در را شکستند ظالمانهدیدم به اشک دیده ام در پشت آن در نقش زمین از ظلم دشمن گشته مادرمن دیده ام حق ذوی القربی ادا شد حامی حیدر مادرم جانش فدا شد دیدم شبانه مادرم غسل و کفن شد هم ناله با من هم...
ادامه مطلب
۶۰(حضرت زینب س)تویی عزیز مرتضی هستی زهرااخت الحسن اخت الحسین زینب کبریزینب کبری،رفتی ز دنیا۲زینب عزیز مرتضی گردیده خاموشنور دل زهرا اطهر شد کفن پوشزینب کبری،رفته ز دنیا۲راحت شده دیگر ز رنج و درد و غم هااز این جهان رود سوی جنه الاعلیزینب کبری،رفته ز دنیا۲او بر علی و فاطمه نور دو عین استدر لحظه های آخرش یاد حسین استزینب کبری،رفته ز دنیا۲همراه پور فاطمه در کربلا بودنصیب او در کربلا رنج و بلا بودزینب کبری،رفته ز دنیا۲او دید علی اکبر عزیز ام لیلابا تیغ کینه از جفا شد اربا اربازینب کبری،رفته ز دنیا۲بر روی دستان حسین دید علی اصغربا تیر کین حرمله شد پاره حنجرزینب کبری،رفته ز دنیا۲در کربلا زینب نموده غربت احساسدر علقمه دیده بریده دست عباسزینب کبری،رفته ز دنیا۲در کربلا دیده حسین گردیده تنهاغرق به خون ...
ادامه مطلب
ای گل گلزار دین ام البنین محرم اسرار دین ام البنین بعد زهرا همدم و هم سنگری بر امیرالمؤمنین ام البنینهمسری حیدر کرار بودلطف خلاق مبین ام البنین بوده ای در خاندان اهل بیت هم امینه هم امین ام البنینبین زن ها همچو زینب بوده ای بعد زهرا بی قرین ام البنینبحر مواج ولایت را تویی همچنان دُرِّ ثمین امالبنینگشته از لطف خدای مهربان خانه ات خلد برین ام البنین بر تو می بالد که هستی همسرش آن امام متقین ام البنینگفته ای هستم کنیز فاطمهبر علی یار و معین امالبنین ای کنیز حضرت زهرا تویی در سخاوت بهترین ام البنینآمدی و مرهم زینب شدی ای علی را همنشین ام البنین بر تو می نازد دو عالم فاطمه دخت ختم المرسلین ام البنینسرنوشت شیعه ی حیدر بودبا ولای تو عجین امالبنینشافع جمع محبان می شوی تو به روز واپسین ام البنینقبر ت...
ادامه مطلب
آجرک اله بقیه الهدر کودکی شد قسمت من خانه داری هم خانه داری می کنم هم سوگواریگـــریـــم بـــرای نـــــور دو عـیـنـت هــر شب دهـــــم آب دســت حسینتدیشب دعــا کردی اجل جانت بگیرد امشب دعــا کن دخترت زینب بمیرددیشب تــــــو بــــودی انـــــدر کنارم امشب بــــه دیــــوار ســر می گذارمدیشب نشستی گیسویم را شانه کردی امشب در آغوش لَحَد کـــاشانه کردیدیشب گــــرفـتـی اشــکــم ز دیـــــده امشب ز داغـــت پـــشــتـم خــمـــیـدهدادی بـــه دست زینبت با آه و زاری پـــیـــراهــن خونین خود را یادگاریآن پـیـرهـن را هـــرگـــز نــــشــویم تـــــــا عــــطر مـــادر از آن بـــبویممادر چرا رنگ از رخ ماهت پریـده مـــادر چرا خون از گریبانت چکید...
ادامه مطلب
ای نور دل حیدر(رفتی و دلم خون است)۲ای دختر پیغمبر(بی تو علی محزون است)۲ای که بودی روح و ریحانم زهرارفتی و از غمت گریانم زهراگل حیدر زهرا مظلومه زهرا۲ای یار و حبیب من(بودی تو همه هستم)۲بانوی غریب من(رفتی ز چه از دستم)۲باشد هر روز و شب با اشک و آهمبر در و دیوار خانه نگاهمگل حیدر زهرا مظلومه زهرا۲ای بانوی این خانه(رفتی ز برم زهرا)۲زد آتش داغ تو(بر دل شررم زهرا)۲غسل و کفنت شد زهرا شبانهدفن پیکر تو شد مخفیانهگل حیدر زهرا مظلومه زهرا۲با اشک یتیمانت(از زندگی ام خسته)۲گریم ز برای تو(با این دل بشکسته)۲بعد تو زینب تو خانه دار استروز و شب بر تو زهرا سوگوار استگل حیدر زهرا مظلومه زهرا۲آتش زده بر قلبم(این دختر آزاده)۲ریزد همه شب از غم(اشکش روی سجاده)۲از این مصیبت ها جان بر لبم منگریان حسینم و زینبم منگل ...
ادامه مطلب
درپی حفظ حریم خویشتنمردباید پشت درآید نه زنهیچ دانی دختر خیر البشرازچه جای حیدر آمد پشت دردیدمولایش علی تنها شدهخانه اش محصور دشمن ها شدهبر دفاعِ شوهرش فردی ندیدبین آن نامردها مردی ندیدگفت بایدپیش امواجِ خطر یار بهر یار خود گردد سپر من که تنها دختر پیغمبرمپشت این درپیش مرگ حیدرمفاطمه تنها طرفدار علیستدر هجوم دشمنان یار علیستآن که باشد مردِ این سنگر منماولینِ قربانی حیدر منمچشم پوشیدم زِ جان خویشتنای مغیره هرچه میخواهی بزناین درِ کاشانه این پهلوی مناین غلافِ تیغ این بازوی منکافران دست خدا را بسته ایدبازوی مشکل گشا را بسته ایدهرچه هتک حرمت از حیدر کنیدهرچه بر او ظلمِ افزونتر کنیدهرچه زان مظلوم گردانید روهرچه مانَد استخوانش درگلومن امیرالمومنین میخوانمشپیشوای مسلمین میدانمشگر شود پرپر زِجور قات...
ادامه مطلب
"اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ"ای قدر تو پنهان تر از پنهان زهرا تر از هر زُهره ي تابان ای قبله ي اذکارِ تسبیحاتسبوح تر از واژه ي سبحانای روشنی بخشِ ازل نورتقبل از نخست و بعد از پایانای بسم ربِّ النور سلمان هانام بلندت نسخه ي درمانيا فاطر و يا فاطمه يعنيافلاك با مِهر تو شد بنيانمسند نشین آیه ي تطهیر!ای مُصحفِ والاتر از قرآن!از عالمِ ناسوت تا لاهوتمی گیرد از چشمان تو فرمانمریم گُلی از باغ بستانتدلبسته تو روضه ي رضواندُرّ نجف شد گردن آویزتدو گوشواره، لؤلؤ و مرجانای زمزمِ چشمانِ تو کوثرتنها غدیر مانده در جریاننهج البلاغه گوشه ي مسجداز خطبه خوانیِ تو شد حیرانرعشه به جان عرش افتادهآهِ کلامت سلسله جنبان...
ادامه مطلب
باز از بحر ولایت گوهری پیدا شدافق فضل و شرف را قمری پیدا شدنخل سرسبز ولا را ثمری پیدا شدیا که در طور ولایت شجری پیدا شددر سماوات و زمین جشن عظیم است امشبعید میلادِ کریم ابن کریم است امشببهترين زاده ابناء جهان اين پسر استدر نیاز علوی سرو روان این پسر استفخر دین ، قبله دل ، کعبهی جان این پسر استنجل مولای کریمان جهان این پسر استاوست سروي كه بود دامن هستي چمنشصلوات همه بر حُسن حَسن در حَسنشصاحبان کرم و جود کریمش خوانناهل فضل و شرف و علم ضعیمش خواننآیت رحمت و رحمان و رحیمش خواننخیل عباد همه عبد عظیمش خوانناوست ماهی که بر ابنای زمان می تابدنورش از ری به همه خلق جهان می تابدحرمش كعبه آمال دل آگاه استقامتش سرو و لبش كوثر و رويش ماه استحَسني حُسنش، بر خلق چراغ راه استزائر مرقد او زائر ثارالله استخاص ...
ادامه مطلب
مهمان حرم حضرت معصومه سلام الله علیهاالسلام ای فاطمه اخت الرضانور چشم حضرت خیرا النساءالسلام ای بانوی مشکل گشاگشتهام مهمان در این صحن و سراالسلام ای بانوی قم فاطمهبا تو هر دل در تکلم فاطمهالسلام ای رحمت حق بر زمینای که هستی شیعه را حبل المتینالسلام ای یاور و یار و حبیبدردمندان دو عالم را طبیبالسلام ای روح ایمان و حیامهر و حبت هدیه از سوی خداالسلام ای نوربخش عالمینبر رضای تو بسان زینبینالسلام ای گلبن باغ ولابر تو مینازد گل عالم رضاالسلام ای بانوی زهرا نشانمهر تو در سینه ی ما ارمغانالسلام ای شافع روز حسابهر دعا با ذکر نامت مستجابالسلام ای بانوی زینب مراملطف و جودت بر همه باشد مدامتو کرم کردی و مهمان توامشامل لطف فراوان توامای کریمه بانوی خلد آشیانصحن تو از بهر من دارالاماناین حرم از بهر من دار...
ادامه مطلب
برادر غریب من من زینب هستم کنار قبر خاکی ات جان بر لب هستم کنار قبر تو حسین من دل غمینم زائر قبر تو حسین در اربعینم با چشم گریان آمدم ای نور دیده کنار قبر تو منم قامت خمیده از سفر شام بلا برگشتهام من سوی حریم کبریا برگشته ام منبا تو بود این گفتگویم ای برادر شرح سفر با تو بگویم ای برادر بعد از تو زد دشمن ز کین آتش به خیمه رأس تو را آن بی حیا زد روی نیزه برادرم بعد از تو خون گشته دل من ظلم عدو شرر زده بر حاصل من بعد از تو دشمن زخم خواهر را نمک زد بر کودکان و بر یتیمانت کتک زد اهل حرم را دشمنت زد بی بهانه گاهی به کعب نی گهی با تازیانه ای نور دیده بعد تو رفتم اسیری اما به کوفه خواهرت کرده امیری با خطبه ی غرای خود غوغا نمودم من دشمنانت را حسین رسوا نمودمبدتر ز ظلم کربلا شام بلا بود ظلم و ستم بر م...
ادامه مطلب
آرام جان رقیه،روح و روان رقیهتنها نه جان شیعه،جان جهان رقیهرقیه جان رقیه۴ای اسوه ی شهامت،نور دل امامتهستی تو همچو زهرا،سر تا به پا کرامترقیه جان رقیه۴ای لطف بی نهایت،امشب نما عنایتکن یک نظر ز رحمت،رقیه بر گدایترقیه جان رقیه۴سر تا به پا گناهم،تو داده ای پناهمگرچه بدم ولیکن،محتاج یک نگاهمرقیه جان رقیه۴من گرچه بی بهایم،بر درگهت گدایمشکر خدا رقیه،از تو بود ولایمرقیه جان رقیه۴گر بی بها و پستم،بر درگهت نشستمای منشاء سخاوت،امشب بگیر تو دستمرقیه جان رقیه۴در رنج و ابتلایم،امشب ببین نوایمرقیه جان به یاد،دمشق و کربلایمرقیه جان رقیه۴در محفل عزایت،امشب در التهابمحق علی اصغر،بی بی بده جوابمرقیه جان رقیه۴از کودکی در عالم،رنج و ستم کشیدیدر کربلا و کوفه،جز درد و غم ندیدیرقیه جان رقیه۴امشب فتاده ام من،یاد تو ...
ادامه مطلب
مبهم شده مانند تصویرتو تصویرم تو کُشته ی اشکی و من اشک است تقصیرم*امام سجاد فرمود: هر لحظه اي كه يه دونه از اين زن و بچه گريه مي كردن، نانجيبا با تازيانه بر سرشون ميزدن...*آسان گرفتی امتحان عشق را از من آغوش خود را باز کن، من سخت میگیرمجز گیسوان سوخته شاهد نیاوردم من شمع دنیا آمدم پروانه میمیرممن با تو آخرسر، سریک سفره مهمانم تو بوی نان ميدي و من از زندگی سیرم*بابا! كجا بودي؟ چرا محاسنت سوخته؟ بابا! ببين موهاي منم سوخته...*شانه به مویم میزنم اما گِره خورده با گیسوان سوخته هر روز درگیرممثل غروب کنج ویرانه پدرجان از دست بزرگ و کوچک این شهر دلگیرمدیشب کسی خرما و نان آورد، رد کردم گفتم به او خیلی کتک خوردم دگر سیرم طی شد تمام کودکی هایم کنار شمر حالا سراغم آمدی حالا که من پیرم؟!*شب هاي جمعه...
ادامه مطلب
خدیجه نور چشم آل طاهاببسته دیدگان رفته ز دنیاچو مکه در عزا شدجهان ماتمسرا شدمصیبت وا مصیبت۲رسول الله در این ماتم نشستهدل زهرای مرضیه شکستهبریزد اشک ماتمز درد و غصه و غممصیبت وا مصیبت۲خدیجه بوده پشتیبان طاهابه ثروت او به قدرت بوده مولیهمیشه یار احمدبرفته سوی سرمدمصیبت وا مصیبت۲به عالم چون خدیجه کس ندیدهبه راه دین مصیبت ها کشیدهبدیده رنج و غم هاشنید زخم زبان هامصیبت وا مصیبت۲#رضا_یعقوبیان بخوانید...
ادامه مطلب
می رود از این جهانعمه ی صاحب زماناخت الحسین امشب،رود سوی عقبیمهمان شود زینب،بر حضرت زهرایا زینب کبری۲این گل زهرا نشانمی رود سوی جنانبانوی بی همتا،رود از این دنیاراحت شود امشب،از رنج و از غم هایا زینب کبری۲او که با عزت بودعازم جنت بوددر لحظه ی آخر،یاد حسین افتادبا اشک و با ناله،سر بر زمین بنهادیا زینب کبری۲باشد او در شور و شینیاد غم های حسینبود گل زهرا،غم مبتلا امشبافتاده او یاد،کرب و بلا امشبیا زینب کبری۲این گل زهرا نمابوده یاد کربلاافتاده او یاد،پیکر روی خاکگرید گل زهرا،بر آن تن صد چاکیا زینب کبری۲او غمین و خسته استقلب او بشکسته استبه یاد غم های،کرب و بلا گریدبهر حسین ماه،بر نیزه ها گریدیا زینب کبری۲دیده جسم بی کفنپیکری صد پاره تندیده که دشمن زد،شرر به هر خیمهتن بر روی خاک و،سر بر روی نیزهی...
ادامه مطلب